معدن طلاي موته:

موقعيت جغرافيايي: معدن طلاي موته در 270 كيلومتري جنوب غرب تهران در رشته كوههاي نسبتاٌ پست واقع در جنوب دليجان - شمال غربي ميمه و شمال شرقي گلپايگان قرار دارد. فاصله مجتمع معدني موته از روستاي موته كه در كنار جاده آسفالته گلپايگان قرار دارد، 8 تا 10 كيلومتر مي‌باشد. ارتفاع منطقه از سطح دريا 1900 تا 2300 متر مي‌باشد.
  
انديسهاي عمده در ناحيه طلا دار موته عبارتند از معدن طلاي چاه خاتون، معدن طلاي سنجده، معدن طلاي دره اشكي، معدن طلاي تنگه زر، معدن طلاي چشمه گوهر، معدن طلاي قرم قرم، معدن طلاي چاه باغ، معدن طلاي چاه علامه و معدن طلاي سه كلپ.
  
زمين شناسي: معادن طلاي مذكور كه اغلب در امتداد شكستگيهاي مناطق دگرسان بوجود آمده‌اند، تماماٌ در اثر تجمع كاني‌هاي فلزي طلا‌دار از قبيل پيريت و كالكوپيريت‌هاي طلا‌دار داخل سنگهاي منطقه در داخل شكافهاي گسلهاي موجود كه به صورت تله‌اي براي گرفتن آنها عمل نموده است، ‌ايجاد شده‌اند و چون فقط در حد گسترش عمقي و طولي و عرضي گسل موجود توانسته‌اند تجمع يابند، لذا اغلب داراي گسترش عمقي و عرضي زياد نبوده و گسترش طولي آنها نيز بستگي به طول گسل مذكور دارد.
  
وضعيت زمين شناسي طلاي موته طي چندين گزارش بصورت جامع توسط زمين شناسان ايراني و خارجي تهيه و در آرشيو شركت طلاي ايران موجود است. كانسارهاي شناخته شده در معدن طلاي موته در مجموعه اي متامور فيك و در دوره پركامبرين تشكيل شده اند. تشكيلات پركامبرين بصورت تپه ماهورهاي رنگي در شمال روستاي موته گسترش يافته است و شامل مجموعه تشكيلاتي بي و كهر است. ذخاير طلا به شكل رگه اي و رگچه اي در داخل درزها و شكستگيهاي شيست ها مربوط به تشكيلات بي بصورت كاني هاي طلادار يافت مي شود. مشخصات كاني زايي طلاي مذكور توام با مشخصاتي از كيفيت سيليسي شدن و سرسيتي شدن سنگ هاي در بر گيرنده همراه با برشي شدن رگه هاي كوارتز و كاني پيريت مي باشد. ماده معدني در يونهاي مينيراليزه شده با شيب كم تا متوسط با بدنه هاي ورقه اي ديده مي شود. شيب رگه در معدن سنجده در حدود 30 درجه به طرف شرق است

   سابقه باستاني:
  
گفتني است كه از معدن موته، حدود 4000 سال قبل بهره برداري سطحي و محدود مي‌شده است. كاوشهاي باستان شناسي در منطقه با كشف ابزارهاي قديمي استخراج اين حقيقت را ثابت كرده است.
  
بهره برداري از معدن موته بعد از انقلاب آغاز شده است. مساحت معدن موته زايد بر 25 كيلومتر مربع برآورد شده است و در آن در حدود 2 ميليون تن سنگ طلا خوابيده و لذا در صورت استخراج علمي و تكنولوژيكي در هر سال، 400 تا 500 كيلوگرم طلا محصول خواهد داد. هزينه مقدماتي بهره برداري 300 ميليون تومان بوده و حتي قرار بر اين بوده كه كمپاني آكماني گروپ و آفريقاي جنوبي با ايران شريك شوند.
  
دولت وقت با دريافت گزارش معدن موته قضيه را به طور جدي دنبال كرد و وزارت معادن و فلزات مامور شد با نصب كارخانه (سيانوراسيون) در نزديكي اصفهان، معدن موته را به زير استحصال ببرد. 31 ارديبهشت 1375 از فرآوري 127 هزار تن سنگ معدن موته 257 كيلوگرم طلا و از آنجائيكه طلا معمولا با نقره همراه است، حدود 25 كيلوگرم نقره نيز بدست آمده است.
  
هم اكنون يك كارخانه طلا، ‌فقط مختص سنگ معدن موته احداث شده و اميد مي‌رود كه هم توليد طلا بالا برود و هم ميزان ارزبري كارخانه كاهش نشان دهد. كارخانه مذكور روزانه 200 تن سنگ طلا ظرفيت خواهد داشت. تا پايان سال 1374روي هم رفته 1203 كيلوگرم شمش طلا توليد شده است.

 

كانسار ارغش:

  در كاوشهاي اخير در معدن طلاي موته محلات، رگه پرذخيره جديدي پيدا شده است. به همين مناسبت دستور فوري تجهيز معدن مذكور صادر گرديده است. عيار سنگ معدن موجود در اين رگه 10 گرم در تن محاسبه شده است و مخارج بهره برداري و تخليص هر تن آن خيلي كمتر از ارزش طلاي بدست آمده مي‌باشد. ذخيره قطعي و احتمالي معدن موته محلات، حدود 2 ميليون تن سنگ معدن برآورد گرديده است كه به طور متوسط 7 گرم طلا در هر تن مي‌باشد. تنگ زر و گل چشمه از زرخيز ترين معادن طلاي 9 گانه موته مي‌باشند.
  
موته از حدود 4000 سال قبل شناخته شده بود. در دوره قاجاريه مخصوصا در زمان امير كبير، اقداماتي براي بهره برداري از معادن طلا به عمل آمد. از معدن طلاي موته در اين دوره بهره برداري شده است. در سال 1336 بود كه مسلم شد در موته معادن طلا به مقدار قابل توجه وجود دارد و به همين جهت فعاليتي كه آغاز گشته بود به همين ترتيب تا آخر سال ادامه يافت.
  
در سالهاي 1338 و 1339 با اعتباري كه از محل بودجه برنامه دوم تحصيل شد، دامنه اكتشاف در محل توسعه يافت و در نتيجه ذخيره سنگ طلاي معدن موته در حدود يكي دو ميليون تن تخمين زده شد. بنابراين معادن مزبور ارزش اين را داشت كه مورد استخراج و بهره برداري قرار گيرد. اما انجام عمليات وسيع تر در مورد اين معادن به برنامه سوم موكول گرديد.
  
در سال 1341طرحي براي تجهيز و توسعه معدن طلاي موته تهيه شد و براي اجراي آن از سازمان برنامه درخواست اعتبار شد. در طرح پيش بيني شده بود كه يك دستگاه تغليظ(سيانوراسيون) براي جدا كردن طلا از سنگ خارجي به ظرفيت 200 تن در روز خريداري گرديد. در نيمه دوم سال 1342 طرح مزبور مورد تصويب قرار گرفت و اعتباري در حدود 71 ميليون ريال براي اجراي آن تخصيص يافت.
  
عمليات ساختماني كارخانه و تاسيسات ديگر و حفاريهاي اكتشافي و تجهيزات تونل و حتي احداث جاده‌اي به طول 42.5 كيلومتر و تسطيح جاده‌هاي موجود معدن انجام گرفت و خريداري كارخانه سيانوراسيون به سال آينده محول شد. در نتيجه ادامه تحقيقات و اكتشافات ميزان ذخيره معدن موته تا 2 ميليون تن سنگ طلا مسلم گرديده است.
  
عمليات اكتشافي سيستماتيك در سال 1358 شروع گرديده است.

     كارهاي اكتشافي قبلي انجام شده در منطقه عبارتند از:
   1-
از منطقه موته نقشه زمين‌شناسي 1:20000 و از انديسهاي معدني، نقشه‌هاي بزرگ مقياس 1:1000 و 1:500 تهيه شده است. 2- عمليات ژئوفيزيكي: آنومالي‌هاي حاصل از عمليات ژئوفيزيكي با مناطق سولفوره قابل مشاهده منطبق گرديده و از سوي ديگر حفاري مغزه گيري جهت شناسايي آنومالي‌هاي مزبور، منفي بوده است. لذا استفاده از روش ژئوفيزيك متوقف گرديده است. 3- عمليات ژئوشيمي: اين عمليات بين سالهاي 1360-1359 انجام گرفته است. 4- انجام ارزيابي ذخيره در انديسهاي 9 گانه كه در اين گزارش در مورد برآورد ذخاير معادن 9 گانه توضيحاتي داده شده و اكثراٌ اقتصادي نيستند. 4- در سال 1379 عمليات ژئوفيزيكي IP و RS در منطقه، در محدوده ورقه زمين‌شناسي 1:100000 معلمان و برگه توپوگرافي 1:50000 سدفه انجام گرفته كه طي آن بي‌هنجاري‌هايي بدست آمد كه در گزارش منتشر شده، آورده شده است.
  
تعداد كانسار و مقدار ذخاير شناسايي شده:
  
تعداد نه كانسار طلا با ذخيره بيش از يك ميليون و دويست هزار تن و با عيار چهار گرم در تن شناسايي شد. در سالهاي 1370و 1371 عمليات اكتشاف تكميلي در دو كانسار چاه خاتون و سنجده انجام گرفت و مشخص شد كه مقدار سه ميليون تن ذخيره با عيار سه گرم در تن در اين دو معدن وجود دارد. از طرف ديگر در سال 1369 قرارداد نصب كارخانه استحصال طلا با شركت استراليايي BHP منعقد گرديد و عمليات اجرايي آن از تيرماه 1370 شروع و پس از مدت 20 ماه كليه عمليات به اتمام رسيد.
  
قسمت هاي مختلف كارخانه استحصال طلا:
  
اين مجموعه شامل بخش هاي معدن، كارخانه، آزمايشگاه و اداري مي باشد و در مجموع حدود 150 پرسنل دارد(گزارش شركت در سمينار معدنكاري طلا،QE,391، گ 6، 1375). با توجه به مجاورت با روستاهاي موته اكثر كارگران و اپراتور دستگاه‌ها از اين روستا تامين گرديده اند.

 

 روش هاي تعيين منشا طلا:
  
در منطقه موته مقدار طلا در گرانيتها و متاولكانيت ها در فواصل متفاوت از رگه هاي طلا قرار دارد. همچنين در سنگ هاي آلتره شده در مجاورت بلافصل رگه ها، نمونه هايي از منطقه با روش فعال كردن نوتروني در حد ppb مورد بررسي قرار گرفت. تعيين مقدار طلا در رگه ها بوسيله X.R.F در حد ppm انجام شده است.
  
ايجاد مناطق معدني اقتصادي طلا دار:
  
ايجاد مناطق معدني طلادار را به اين طريق ميتوان تصور كرد كه كانسارهاي طلاي مذكور كه اغلب در امتداد شكستگي هاي مناطق دگرسان شده بوجود آمده اند در يك فرآيند هيدروترمال بر مبناي شسته شدن طلا از سنگ هاي جانبي و حمل آن به درون درزها و شكاف ها صورت گرفته است.
  
ماده نفوذي گرانيتي از نظر متالوژنيك مواد معدني نقش مهمي ايفا نموده است. مشاهدات زيادي نشان داده اند كه ماده مذاب نفوذي به عنوان منبع حرارتي براي محلول هاي در حال چرخش در سنگ ها مطرح مي باشد. در اين مورد نقش آبهاي ماگمايي و آبهاي سطحي براي تشكيل محلول هاي گرمايي از اهميت ويژه اي برخوردار است. چرخش اينگونه آبها در اطراف ماده مذاب نفوذي بواسطه مهيا بودن شرايط حرارتي مورد نياز انجام مي گيرد.
  
در منطقه موته نفوذ ماده مذاب گرانيتي سبب شكسته شدن عناصر و تركيباتي از قبيل Au,Fe,Sio2,Co2 در سنگ هاي اطراف شده است. اين موارد در شكاف ها، درزها و شكستگيها كه در آنها شرايط فشار كم و پتانسيل شيميايي ضعيف حاكم بوده، دوباره

 برجاي گذارده شده و به اين ترتيب رگه هاي كوارتز – پيريت طلادار تشكيل داده اند

  معدن طلاي چاه خاتون:
  
موقعيت جغرافيايي: معدن طلاي چاه خاتون از مجموعه طلاي معادن موته در فاصله 290 كيلومتري جنوب تهران، در نزديكي جاده اصلي گلپايگان قرار دارد. معدن از نوع ذخيره اكسيده و سولفور تشكيل شده است كه به دليل متفاوت بودن روش استحصال، بصورت جداگانه خوراك كارخانه مي شوند. بخش اكسيد كه قسمت بالاي كانسار را تشكيل مي داد، طبق طرح شركت استراليايي B.H.P.E استخراج گرديده است. براي استخراج باقيمانده كانسار(75 درصد) طرح زير تهيه گرديد.
  
طرح استخراج بقاياي كانسار در سال 1373 طرح نهايي معدن روباز طلاي چاه خاتون شامل 21 افق استخراج با ارتفاع پنج متر مي باشد كه از ارتفاع 2020 شروع شده و در ارتفاع 1910 خاتمه مي يابد. عيار متوسط معدن 246/2 گرم در تن مي باشد. توزيع عيار در افق هاي مختلف ثابت نبوده و از افق 1965 به پايين به شدت كاهش مي يابد.
  
براي ثابت نگه داشتن عيار ورودي كارخانه بخشي از ذخيره پر عيار در افق هاي طرح 1311000 تن ماده معدني در مقابل 266200 تن باطله استخراج خواهد شد كه بدين ترتيب نسبت باطله برداري 03/2 حاصل مي آيد. اين نسبت در مقايسه با معادن مشابه بسيار خوب است. ظرفيت توليدي معدن با توجه به وضعيت ماشين آلات و ظرفيت كارخانه مقدار ثابت 75000 تن در ماه تعيين شده است. با اين آهنگ توليد، عمر معدن 53 ماه برآورد مي گردد.
  
بطور كلي آنچه در اجراي طرح مهم به نظر مي رسد مسئله كنترل عيار و مسئله رديابي پله به پله ماده معدني است. ناقص بودن اطلاعات اكتشافي صحت مدل اكتشاف را مورد ترديد قرار مي دهد. بنابراين در اجرا با دقت تمام، بايد به كارهاي اكتشافي جديدي دست زد. تغييرات شديد عيار نيز مشكل ساز خواهد بود، فعاليت جهت يافتن قانوني براي تغييرات عيار بايد ادامه يابد و روش هاي اجرايي براي كاهش اختلاط و تهيه ماده معدني با عيار بالاتر پس از مطالعه به اجرا گذارده مي شود.

  معدن طلاي سنجده:
  
مشخصات عمومي معدن شامل ارتفاع پله ها 5 متر، عرض جاده باربري 14 متر، شيب جاده 10 درصد، عرض پله ايمني 4/6 متر، شيب ديواره پله 65 درجه، شيب كل معدن 52 درجه.
  
ذخيره معدن سنجده شامل دو تركيب اكسيد و سولفور مي باشد. كارخانه طلاي موته براي استحصال سنگ اكسيد طراحي شده است ولي قابل توسعه براي پذيرفتن سنگ سولفور نيز هست.
  
ظرفيت كارخانه 15000 تن در ماه در نظر گرفته شده است كه آن هم قابل توسعه مي باشد.
  
عمليات استخراج بدين صورت انجام مي گيرد كه در ابتدا قسمت زمين شناسي استخراجي با توجه به نقشه هاي موجود و اطلاعات عياري بدست امده از عمليات استخراجي در پله هاي بالاتر و برداشت گسل هاي نمايان شده در اين پله ها و يافتن روند حركات تكتونيكي نقشه دقيقي از محدوده عياردار پله اي كه مي خواهد مشغول كار شود تهيه مي نمايند. اين نقشه ها توسط دفتر فني بر اساس محدوديت ها و مزيت ها به بلوك هاي عيار دار و باطله تقسيم بندي و شماره گذاري شده و تاريخ حفاري و آتشباري و بارگيري آن ها مشخص مي گردد. بلوك هاي باطله با شبكه هاي خاص خود حفاري و آتش باري مي شود.
  
بلوك هاي عيار نيز با شبكه هاي خاص خود حفر مي گردند ولي از چاه‌هاي آنها نمونه گيري شده(از هر جال دو نمونه) و اين نمونه ها توسط قسمت كنترل عيار بررسي گرديده است و بلوك هاي اصلي خود به چند ين بلوك با عيار هاي مشخص تقسيم شده و توسط لودر بارگيري و توسط دامتراك به پشت كارخانه حمل مي گردد و بسته به عيار آن روي يكي از دپوهاي پشت كارخانه ريخته مي شود.
  
قسمت كنترل عيار با اختلاط اين دپوها عيار مورد نظر خود را ساخته و تحويل كارخانه مي دهد.

 

  كارخانه استحصال طلا - روش هاي استحصال طلا:
  
روش هاي استحصال طلا بستگي به نوع سنگ همراه و همچنين عيار طلا در سنگ معدن دارد. بطور مثال جهت استحصال طلا از سنگ هاي سولفور پيريت، بهترين روند تغليظ، سيانوراسيون(Cyanidation) است. روند استحصال طلا در كارخانه موته در Flow sheet زير مشخص شده است.
  
اولين واحد خردايش گريزي مي باشد كه سنگ هايي با قطر بزرگتر از 5/0 متر روي گريزلي باقي مي ماند و توسط كارگران خرد شده و سپس وارد مدار مي شود و ذرات كوچك وارد سنگ شكن فكي مي گردد. در سنگ شكن فكي با ظرفيت 80 تن در ساعت، نمونه اوليه تا حدود 12-10 سانتي متر خرد مي شود و محصول از سنگ شكن فكي وارد سنگ شكن مخروطي استاندارد مي گردد و خردايش تا حدود ابعاد 12-10 ميلي متر ادامه مي يابد. لازم به توضيح است كه بعد از سنگ شكن مخروطي، سرند دو طبقه اي وجود دارد كه ذرات درشت تر از 12-10 ميلي متر به عنوان بار در گردش سنگ شكن مخروطي هدايت ميشود. دانه هاي ريز تر از 12-10 ميلي متر از طريق نوار نقاله وارد آسياب گلوله اي مي شوند كه دانه بندي 63 ميكرومتر محصول نهايي آسياب گلوله اي است. هيدروسيكلون بار در گردش را تامين مي كند و ذرات درشت تر را به مرحله سيانوراسيون وارد نمي كند.
  
مرحله اصلي استحصال طلا در تانك هاي سيانور اسيون انجام مي پذيرد. تعداد تانك ها شش عدد و حجم تانك 220 متر مكعب است. در اين تانك اهك جهت تنظيم PH(بطور متوسط 5/10) و سيانور سديم به ميزان 1/1 كيلوگرم در تن به عنوان حلال طلا از يك طرف و زغال فعال به مقدار چهار تن در هر تانك 220 متر مكعب از طرف مقابل به تانك تزريق مي گردد و توسط همزن عمل اختلاط معرف هاي شيميايي با ماده معدني صورت مي گيرد. زمان مانده در واحد سيانوراسيون حدود 29 ساعت مي باشد.

 زغالي كه طلا را در خود جذب كرده است وارد سرند مي شود و پالپ حاوي سيانور از ان جدا شده و 80 در صد سيانور سديم بازيابي و مدار باز مي گردد، فرايند جدايش كربن فعال از پالپ تا زماني ادامه مي يابد كه يك تن زغال بر روي سرند باقي بماند.
  
در اين مرحله زغال باقي مانده با آب و سپس با اسيد كلريدريك دو درصد شستشو مي گردد. بعد از شستشو، زغال حاوي طلا به ستون جدايش به حجم هشت متر مكعب انتقال يافته و با محلول NaOH يك درصد و NaCN پنج درصد و در حرارت c 110شسته مي شود تا كمپلكس سيانور طلا به عنوان الكتروليت به سلول الكتروليز منتقل گردد. در سلول الكتروليز با ولتاژ 5/3 ولت و شدت جريان 18 آمپر، الكتروليز صورت مي گيرد. در اين سلول، كاتد پشم فولادي و آند توري استيلي مي باشد كه طلا از محلول الكتروليت به عنوان كاتيون جدا شده و به روي كاتد رسوب مي كند.
  
كاتد كه حاوي طلا مي باشد روي سينس هاي فولاد نسوز قرار گرفته و به مدت 16 تا 18 ساعت در كوره كلسيناسيون در دماي 800 درجه سانتي گراد تحت تاثير حرارت قرار مي گيرد تا اكسيداسيون آهن موجود صورت پذيرد.
  
پس از اين فرايند، محصول جهت ذوب همراه با كمك ذوب هاي كربنات سديم، براكس نيترات پتاسيم و سيليس در بوته فولادي قرار گرفته و جهت عمليات ذوب به كوره مربوطه انتقال مي يابد. در اين كوره درجه حرارت 1150 c درجه سانتي گراد مي باشد. سپس بوته از كوره خارج و عمليات ريخته گري آغاز مي شود. در بهترين حالت امكان توليد شمش با عيار 98 درصد وجود دارد.

 سد باطله:
  
ميزان آب مصرفي كارخانه 1200 متر مكعب در روز مي باشد كه از طريق حفر چاه تامين مي گردد و بعد از بازيابي پالپ و ورود مجدد آن به خط توليد(در صد بازيابي 60 درصد) ميزان فاظلاب 480 متر مكعب در روز از طريق پمپ به سد باطله كارخانه كه در فاصله 200 متري از كارخانه قرار دارد، منتقل مي شود.
  
ظرفيت سد باطله 300000 تن مقدار ماده جامد است كه از طريق افزايش ارتفاع خاكريز با باطله هاي معدن، ظرفيت سد قابل افزايش است.
  
سد باطله در سال 1370 جهت كنترل آلودگي در منطقه احداث گرديد. بستر سد باطله توسط رس ايزوله شده و اين عايق كاري در منطقه موته اگر چه بر روي يك سازند رسي با نفوذپذيري كم واقع است ولي ضروري به نظر مي رسد.
  
جهت كنترل آلودگي منابع آب زير زميني توسط فاظلاب آلوده، چاهك هايي در اطراف سد باطله احداث گرديده است كه با نمونه برداري از آب اين چاه ها، ميزان سيانور موجود در آب زيرزميني ارزيابي مي شود و تاكنون آلودگي گزارش نشده است

  فرآوري كانسنگ سولفوري طلاي موته:
  
كارخانه طلاي موته، تنها كارخانه استحصال طلا در كشور است كه با استفاده از روكش كربن در ليچ(CIL)، سالانه 450 كيلوگرم طلا توليد مي كند. كارخانه موته براي فرآوري طلا از سنگ اكسيده طراحي و ساخته شده است. با اتمام بخش اكسيدي چاه خاتون و لزوم استفاده از ذخاير سولفوري، ضرورت مطالعه كانسنگ سولفوري از ديد كاني شناسي و فرآوري مطرح گرديد.
  
مطالعه كاني شناسي كانسنگ سولفوري چاه خاتون نشان داد كه كاني حامي طلا، پيريت مي باشد كه حدود 90 درصد طلا محتوي را در بر دارد. كانيهاي سولفور ديگري مانند كالكوپيريت، گالن(pbS)، اسفالريت(ZnS) مشاهده نشده است. بازيابي طلا از كانسنگ با سيانوراسيون مستقيم، حدود 77 درصد است.
  
اين بازيابي كانسنگ سولفوره چاه خاتون را در رده كانسنگ هاي مقاوم قرار مي دهد. براي افزايش بازيابي طلا، ابتدا كاني پيريت با روش فلوتاسيون جدا گرديد. سيانوراسيون مستقيم كنسانتره فلوتاسيون قادر به بازيابي 70 در درصد طلا بود، براي افزايش بازاريابي طلا، از روش هاس تسويه، خردايش خيلي زياد كنسانتره پيريت استفاده شد. با خردايش خيلي زياد، بازيابي طلا به 90 درصد افزايش يافت. تسويه كنسانتره باعث افزايش بازيابي طلا تا 92 درصد مي شود.

 

 اندازه گيري طلا در آزمايشگاه شيمي معدن موته(زغال گذاريCupellation):
  
يك نمونه را بصورت پودر در آورده(با دانه بندي 60 ميكرون) و سپس 50 گرم از نمونه را با ذوب كننده مخلوط مي کنند. مواد ذوب كننده عبارت است از كربنات سديم، شيشه، براكس، سيليس، ليتارز و نيترات پتاسيم
.
  
مخلوط را در كوره تا 950 درجه سانتي گراد گرم مي كنند و حرارت را افزايش داده تا به 1200-1000 درجه برسد.
  
مدت يك ساعت صبر مي كنند. طي اين زمان دو فاز بوجود مي آيد، مخلوط را بيرون آورده و قسمت ذوب شده را در يك ظرف اهني ريخته و سرباره را از قسمت سربي جدا مي كنند.
  
قسمت سربي و مقدار مشخص از فلز نقره را در ظروف استخواني قرار ميدهند و در كوره تا دماي 950 درجه گرم مي كنند. ظروف استخواني سرب را در خود جذب مي كند و نقره و طلا را آزاد مي كند.
  
دانه نقره و طلا را در اسيد نيتريك حل مي كنند و در اين صورت نقره آن حل مي گردد، سپس اسيد كلريدريك به آن اضافه ميكنند كه تشكيل نيترات داده و طلا حل مي گردد.
  
محلول آماده شده و محلول هاي استاندارد را با دستگاه جذب اتمي(Varian-5) كه قسمت اتم كننده آن شعله مي باشد، اندازه گيري مي كنند كه با استفاده از منحني استاندارد مقدار طلاي موجود را بر حسب ppm(گرم در تن) گزارش مي دهند. بعضي اوقات نمونه را با استفاده از KCN حل نموده و طلا را بصورت كمپلكس با سيانور در آورده سپس با DIBK(دي ايزوبوتيل كتون) استخراج كرده و با استفاده از A.A(جذب اتمي) اندازه گيري مي كنند.

 

   كانسار ارغش:
  
موقعيت جغرافيايي: ناحيه معدني ارغش-چشمه زرد به وسعت 25 كيلومتر مربع در نيمه شمالي استان خراسان و در 45 كيلومتري جنوب غرب شهرستان نيشابور واقع شده است و داراي مختصات جغرافيائي "48 ´49 °35 الي "43´52 °35 شمالي و "47´34 °58 الي "5 ´38 °58 شرقي مي‌باشد. راه دسترسي به منطقه از دو طريق امكان پذير مي‌باشد: 1- جاده فرعي كلاته حسن آباد كه از كيلومتر 34 جاده آسفالته نيشابور- كاشمر منشعب گرديده و پس ازطي 8 كيلومتر جاده شوسه به كلاته حسن آباد و از آنجا پس از طي 5 كيلومتر به روستاي متروكه چشمه زرد مي‌رسد. 2- جاده فرعي روستاي ارغش كه از كيلومتر 44 جاده كاشمر منشعب شده و پس از طي 4 كيلومتر به روستاي ارغش مي‌رسد. آب و هوا و ريخت شناسي: اين ناحيه جزء مناطق خشک تا نيمه خشک با پوشش گياهي ضعيف و نزولات جوي پايين و داراي رودخانه هاي فصلي از جمله چشمه زرد و کال ماروس است. حداکثر دما حدود 40 تا 42 درجه و حداقل آن 5 تا 10 درجه زير صفر است. منطقه داراي شيب توپوگرافي ملايم و شبکه آبراهه هاي دندريتي است. روند عمومي ارتفاعات منطقه موازي با روند افيوليتهاي سبزوار(شمال غرب- جنوب شرق) و نوار آتشفشاني حاشيه آن است.

  زمين شناسي: منطقه مورد مطالعه در تقسيمات زمين شناسي ايران در زون ايران مركزي و در واحد ژئوتكنيكي سبزوار قرار دارد. بخشي از زون سبزوار را افيوليتهاي نابرجاي كرتاسه و بخشي ديگر را نوار آتشفشاني بعد از كرتاسه تشكيل مي‌دهد که به موازات مجموعه افيوليتي کشيده شده اند. منطقه ارغش نيز جزئي از اين نوار آتشفشاني به شمار مي‌رود. علاوه بر سنگهاي آتشفشاني تعدادي توده هاي نفوذي نيز بطور پراكنده در داخل اين واحد تزريق شده اند. واحدهاي زمين شناسي در محدوده کانسار و مناطق مجاور شامل واحدهاي ائوسن، ميوسن، پليوسن و کواترنري است.
  
كاني زايي طلا احتمالا ناشي از جايگزيني سيالات داراي عناصر كاني ساز حاصل از پيشرفت فرآيند تفريق ماگمايي در شكستگي ها و تشكيل رگه هاي سيليسي طلادار و كلسيت مي‌باشد.
  
در ناحيه معدني ارغش گسلهاي متعددي مشاهده مي‌شوند که عمدتاً داراي دو روند اصلي تقريباً شرقي_غربي(NWW-SEE) و شمال شرقي _جنوب غربي(NE-SW) هستند. اين روند از روند گسلهاي درونه در جنوب منطقه ارغش با روند شرقي- غربي و تکنار با روند شمالي جنوبي تبعيت مي کنند. گسلهاي فرعي در منطقه ارغش داراي روندهاي شمال غرب _جنوب شرق مي باشند. رگه هاي سيليس، کلسيت و آنتيموان در امتداد گسلها در اين منطقه هستند. بنابراين شکل گيري رگه هاي موجود در ارتباط نزديک با فعاليت گسلها بوده است. ارغش بخشي از نوار آتشفشاني حاشيه کمپلکس افيوليتي سبزوار است. تشکيل اين سنگها در ارتباط با جايگزيني و حرکات تکتونيکي افيوليت هاي سبزوار مي‌باشد.
  
در اين منطقه نفوذ توده هاي گرانيتوئيدي به درون سنگهاي آتشفشاني ائوسن و سيالات ماگمائي و گرمابي حاصل از آن باعث دگرساني در سنگهاي گرانيتوئيدي و سنگهاي ميزبان گشته است. به دليل اثر عواملي همچون حجم محلولهاي گرمابي و ماگمائي، ميزان ساختمانهاي اوليه و ثانويه مفيد، واکنش پذ يري سنگها، درجه حرارت و فشار، شدت و گسترش آلتراسيون در مناطق مختلف متفاوت است. بر اساس مطالعات پتروگرافي و شواهد صحرائي، آلتراسيونهاي سريسيتي، آرژليتي، سيليسي، پروپيليتي و نيز سرپانتيني و کلريتي شدن در منطقه قابل مشاهده است. همچنين به دليل وجود درزه و شکستگي هاي فراوان، سيالات هيدروترمالي حاصل از تفريق ماگمايي که غني از مواد معدني بوده اند، به درون شکستگي هاي مذکور تزريق شده و ضمن تشکيل رگه هاي سيليسي و کلسيتي طلادار باعث دگرساني در سنگهاي ميزبان نيز شده اند.

جمع اوري شده توسط پايگاه ملي داده هاي علوم زمين


 

نوشته شده توسط مصطفی پرتوی راد در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت