استاد عبدالکريم قريب در سال 1291 هـ . ش در تهران به دنيا آمد. در سن دو سالگى، به همراه خانواده به گَرکان که زادگاه پدرى وى بود رفت و دوران کودکى و تحصيلات خود را شامل قرآن مجيد و صرف و نحو و منشآت قائم مقام فراهاني و بحرالجواهر ( در علم سياق )، گلستان و كليات سعدي، شاهنامه، خمسه نظامي، حافظ و نصاب الصبيان و امثله و ديگر كتاب هاي مرسوم آن زمان در آنجا زير نظر پدر که بر رياضيات، علوم قديمى و ادبيات فارسى تسلط داشت، گذراند. در سن دوازده سالگى   پدر خود را از دست داد و در سال 1306 به همراه مادر از گرکان به تهران عزيمت کرد و به‌عنوان دانش‌آموز کلاس پنجم دبستان صفوى پذيرفته شد و به تحصيل پرداخت. دوران دبيرستان دکتر قريب در تهران سپرى شد و در درس فيزيک، دانش‌آموز مرحوم دکتر حسابى بود  . در سال 1314 با اخذ ديپلم علمى از دبيرستان علميه تهران، فارغ‌التحصيل شد و در رشته علوم طبيعى در دانشکده علوم به تحصيل مشغول گرديد وی هم زمان به تدريس نيز پرداخت تا از عهده هرينه هاي تحصيل برآيد. در پايان دوره کارشناسى، مطالعات خود را در رشته زمين‌شناسى ادامه داد، چرا که به اعتقاد وى «تمام زندگى انسان از زمين به‌دست آمده است و چيزى نيست که ما از زمين نگرفته باشيم». پس از پايان خدمت نظام در سال 1320، به عنوان دبير دبيرستان و پس از مدتى به عنوان دبير آزمايشگاه کانى‌شناسى در دانشکده علوم مشغول به کار شد. استاد عبدالکريم قريب در سال 1333 با نوشتن رساله‌اى در زمينه کانيهاى جزيره هرمز به اخذ دکتراى زمين‌شناسى از دانشگاه تهران نائل آمدند وبه عنوان دانشيار دانشسراى عالى مشغول به کار شدند.

استاد دکتر قريب درسال 1348 پس از 38 سال سابقه به درخواست خود، بازنشسته شدند. در سال 1349 تا 1350 مدرسه عالى علوم اراک را تاسيس کردند و تا سال 1354 مسئوليت آنجا را به عهده داشتند. سپس تا سال 1358 به صورت حق‌التدريس در دانشگاه شهيد بهشتى مشغول به کار شدند.

استاد دکتر قريب، در واپسين سالهاى عمر پربار خود، به‌رغم کهولت و ضعف دوران پيرى، همچنان به فعاليت، تحقيق، تدريس (در دانشگاه آزاد آشتيان) و مطالعه مى‌پرداختند. ايشان طى سالهاى خدمت خود، عضو هيئت نويسندگان مجله هاى مختلف، عضو کميسيون واژه گزينى زمين‌شناسى فرهنگستان دوم، مشاور سازمان انرژى اتمى ايران، رئيس کميته غارشناسى ايران و بسيارى سمتهاى اجرايى و مشورتى ديگر بودند.

استاد دکتر عبدالکريم قريب، موفق به نگارش و ترجمه 26 عنوان کتاب، شدند که در طى سالهاى 1328 تا 1377 به چاپ رسيدند.از فعالیتهای ارزنده علمی استاد می توان به  «فرهنگ اصطلاحات علمی» اشاره کرد که  با تعريف دقيق و معادل هر اصطلاح به‌دو زبان فرانسوی و انگليسی که شامل معادل‌هايی برای اصطلاحات علوم رياضی، نجوم، فيزيک، شيمی، زمين‌شناسی، جانور‌شناسی و گياه‌شناسی است.در اين فرهنگ دکتر قریب با گروهی از محققان و مترجمان نامدار چون احمد آرام، پرويز ناتل‌خانلری، حسين گل‌گلاب، پرويز شهرياری، ضياءالدين باقری، احمد ايرانی و ديگران بود و بيش از چهار دهه پيش از اين يعنی در سال ۱۳۴۹ منتشر شد.

استاد قريب در بهمن ماه 1381 ديده از جهان فرو بست.و در میان حزن اساتید و دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان به خاک سپرده شد .

مصاحبه مجله كيهان علمى، سال پنجم، شماره 10، دى ماه 1372با استاد عبدالكريم قريب

استاد عبدالكريم قريب، نويسنده، محقق و زمين شناس معروف به سال 1291 هجرى شمسى در جنوب تهران چشم به جهان گشود.
او مى‏گويد، دو ساله بودم كه پدرم از كارهاى دولتى بازنشسته شد و ما با وسيله حمل و نقل آن روز كه عبارت از قاطر يا شتر بود، و روى آنها پالكى مى‏بستند به وطن اصلى خود گركان بازگشت كرديم.
اين مسافرت از تهران تا وطن، چهار روز تا قم سه روز تا گركان جمعا به مدت هفت روز طول كشيد. پدر من با علوم قديمى و ادبيات فارسى كاملا آشنا، بود شعر مى‏سرود و خط زيبايى هم داشت و از سن شش سالگى آموزش و تعليم مرا به عهده گرفت.
بدين ترتيب هر روز صبح نزد پدر به تحصيل مى‏پرداختم، پس از فراگرفتن الفبا و خواندن و نوشتن، به خواندن كتابهاى عم جزء، ترسل، گلستان، بوستان، نصاب، صرف مير، امثله، صرف و نحو، مقامات حميدى و كتاب حكيم مومن پرداختم.
دوازده ساله بودم كه به سال 1304 پدرم را از دست دادم و پس از فروش خانه و باغ و اثاثيه‏هاى منزل، من و مادرم در سال 1306 به تهران آمديم و در خيابان سقاباشى براى سكونت خانه كوچكى اجاره كرديم و من در مدرسه صفوى كه ميان دروازه دولاب و دروازه دوشان قرار داشت مشغول تحصيل شدم.
درسهاى آن روز دبستان عبارت بود از انشاء فارسى، عربى، رياضيات، دستور زبان فارسى و خواندن كتاب فرائد الادب كه من چون شاگرد اول كلاس بودم مبصر كلاس هم شدم. هفده ساله بودم كه دوره ابتدايى پايان يافت. و در سال 1307 وارد دبيرستان علميه شدم.
من هر سال شاگرد اول كلاس بودم، به ويژه در درسهاى رياضى، فيزيك و شيمى خيلى كار مى‏كردم و مسلط بودم.
در دوران دبيرستان معمولا درس مى‏خوانم و اهل بازى نبودم، البته روزهاى جمعه با دوستان براى كوه نوردى به قله توچال مى‏رفتيم، ولى روزانه سه ساعت صبح و دو ساعت بعد از ظهر در دبيرستان بوديم. وقتى به خانه هم مى‏آدم درسهاى روز بعد را مطالعه و آماده مى‏كردم و تا ساعت هشت و نه شب به مطالعه اشتغال داشتم، شب زود مى‏خوابيدم، ساعت پنج صبح بيدار مى‏شدم و بعد از انجام ورزش و خواندن نماز، صبحانه مى‏خوردم و ساعت شش صبح آماده كار و رفتن بيرون از خانه مى‏شدم.
در سال 1314 با اخذ ديپلم علمى از دبيرستان علميه تهران فارغ التحصيل شدم آن روز تعداد ديپلمه‏ها كم بودند، بدين جهت براى ورود به دانشكده، افراد آزاد بودند. من هم پس از پايان تحصيل مدت شش ماه در رشته رياضى، رشته علوم طبيعى را انتخاب كردم و تا پايان تحصيلات دوره ليسانس در اين رشته ماندم، مخصوصا چون زمين‏شناسى هم در اين رشته بود و من به آن خيلى علاقه داشتم.
آرى، زمين‏شناسى درسى است كه اگر خوب به آن توجه شود، لذتبخش‏ترين درس براى يك دانشجوست، شما هرجا نگاه كنيد كتاب زمين باز است، زندگى انسان از لباس تا خوراك همه به خوبى با زمين ارتباط دارد، به خصوص براى من كه در دهات با زمين و باغ و طبيعت سروكار داشته‏ام، اين رشته علمى لذت فراوانى دارد.
بعد از گرفتن مدرك ليسانس همه موظف بودند يك سال هر جا را دولت تعيين مى‏كند بروند و كار كنند.
اهواز جايى بود كه داوطلب نداشت، من خودم اهواز را انتخاب كردم و در دانشسراى مقدماتى و يك دبيرستان دخترانه تدريس مى‏كردم. بعد در سال 1318 به تهران آمدم و تا سال 1320 خدمت نظام و سربازى را انجام دادم و چون تعهد دبيرى داشتم در دبيرستان ايرانشهر تهران دبير شدم.
در سال 1330 يا 1331 قانونى تصويب كردند، كه هر ليسانسيه شاغل در دانشگاه هشت سال سابقه كار در دانشگاه و تاليفى داشته باشد، مدرك او معادل دكترا شناخته مى‏شود، من هم چون ضمن خدمت در آموزش و پرورش ده سال در دانشگاه متصدى آزمايشگاه كانى‏شناسى بودم، براى عضويت در دانشسراى عالى پذيرفته شدم و در سال 1333 دانشيار آن جا گرديدم.
در سال 1348 با رتبه ده استادى و سى و هشت سال سابقه كار به درخواست خودم از دانشسراى عالى بازنشسته شدم و در سال 50 - 1349 مدرسه عالى علوم اراك را تاسيس كردم و تا سال 1354 مسئوليت آن جا را به عهده داشتم، ولى از آن سال چون مدرسه عالى ضميمه دانشگاهها شد و وزير علوم وقت در مورد اعتصابات دانشجويان مى‏خواست افراد مخفى در بين آنها قرار دهم و با حركات انقلابى آنها برخورد جدى كنم، اين كار با روحيه‏ام سازگار نبود و در نتيجه بعد از پنج ماه از صدور اين دستور آنجا را رها كردم و بطور حق التدريس در دانشگاه شهيد بهشتى ملى سابق تا سال 1358 كه دانشگاهها تعطيل شد به تدريس اشتغال داشتم.
از سال 1358 تاكنون مشاور سازمان انرژى اتمى هستم، يكى دو روز به كميته غارشناسى متشكل از پنج سازمان انرژى اتمى، حفاظت و محيط زيست، ميراث فرهنگى، زمين‏شناسى و سازمان تربيت بدنى مى‏روم، دو روز در دانشگاه آزاد آشتيان تدريس مى‏كنم و دو روز ديگر در هفته را در منزل مى‏مانم.
استاد مى‏گويد: در ايران تاكنون 260 غار شناسايى شده، ولى هنوز طبقه‏بندى نشده‏اند، كه هر كدام به درد چه كارى مى‏خورند.
استاد درباره رشته تخصصى زمين‏شناسى خود مى‏گويد: به اعتقاد من تمام زندگى انسان از زمين به دست آمده است و چيزى نيست كه ما از زمين نگرفته باشيم، زمين در قرآن كريم هم از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است، قرآن كريم 114 سوره دارد، و در 104 سوره آن از زمين صحبت مى‏شود.
اما متاسفانه زمين شناسان كشور ما، نسبت به نيازهايى كه داريم كفايت نمى‏كند، سه سال پيش يونسكو آمارى ارائه كرد، كه در دنيا حدود سه ميليون و ششصد هزار زمين شناس هست، من دقت كردم پاكستان 14 هزار، تركيه 10 هزار، عراق 6 هزار، و ايران فقط 2 هزار و سيصد زمين شناس دارد و اين در حالى است كه كشور ما، دو برابر پاكستان وسعت دارد.
دو سال پيش يك سمينار مهندسى در مادريد برگزار شد، تعداد ايرانى شركت كننده 40 نفر بود، در صورتى كه از ژاپن 500 نفر شركت كردند با وجود اينكه وسعت ژاپن 000/300 كيلومتر مربع است، اما وسعت كشور ما حدود 000/600/1 كيلومتر مربع، يعنى بيش از پنج برابر ژاپن است.
استاد دكتر عبدالكريم قريب مى‏گويد: من تاكنون 25 جلد كتاب تاليف و ترجمه كرده‏ام، كه تعدادى از آنها چاپ شده و تعدادى هم زير چاپ است. از سال 47 - 1340 با مجله سخن علمى همكارى داشتم از سال 54 - 1351 مجله دانش روز را در دانشسراى عالى اراك منتشر مى‏كرديم، و در تاليف يك دوره هفده جلدى كتابهاى دبيرستانى با استادان ديگر همكارى داشته‏ام. - مجله كيهان علمى، سال پنجم، شماره 10، دى ماه 1372، ص 39 - 31. ?
اكنون از عمر پربركت استاد قريب هشتاد و يك سال مى‏گذرد، در عين حال با مجلات رشد كشاورزى و جغرافياى آموزش و پرورش همكارى قلمى دارد، و ما ضمن آرزوى دوام عمر و خدمات افزونتر علمى و فرهنگى او، تاليفات و آثار علمى وى را در ذيل مى‏آوريم:
1 - زلزله و آتشفشان، ترجمه.
2 - توليد خاك از نظر كشاورزى، ترجمه.
3 - يك دوره 17 جلدى كتابهاى طبيعى براى دوره متوسطه، با همكارى ديگران.
4 - باورشناسى.
5 - بعضى از كانيهاى جزيره هرمز. (نشريه موزه نوم پاريس، شماره 3).
6 - كانى‏شناسى، درباره كانيهاى جزيره هرمز.
7 - اصول علم كانيها.
8 - شناختن كانيها به وسيله معرفهاى شيميايى.
9 - چگونه كانيها را مى‏توان شناخت؟
10 - مقالاتى چند درباره زمين.
11 - بلور، ترجمه.
12 - رازهاى درون زمين، ترجمه.
13 - سنگ‏شناسى.
14 - مبانى زمين‏شناسى.
15 - زمين‏شناسى فلات ايران، ترجمه.
16 - پديده‏هاى شگفت‏انگيز در آسمان و زمين، ترجمه.
17 - انسان در نبرد با طبيعت، ترجمه.
18 - اسرار سه اقيانوس، ترجمه.
19 - زمين در فضا، با همكارى ديگران.
20 - 57 درس درباره تقويت حافظه، ترجمه و تاليف.
21 - گركان.
22 - مبارزه با عوارض پيرى، نگارش.
23 - واژگان زمين‏شناسى‏
24 - غارشناسى.
25 - شناخت سنگها با نگاهى ويژه به سنگهاى ايران.
26 - پيش از تاريخ، سرگذشت زمين و انسانهاى پيش از دوره تاريخى.
27 - نوشتن بيش از 300 مقاله علمى در مجلات مختلف.


 

نوشته شده توسط رضا احمدی در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 18:39 موضوع | لینک ثابت